نخستین جشنواره جایزه فروزانفر با عنوان "از بشرویه به قونیه" با حضور میر جلال‌الدین کزازی، مهدی محقق، توفیق سبحانی، شهرام ناظری، حسن بلخاری و جمع کثیری از اهالی دوستداران فرهنگ و ادب در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.

 


در ابتدای این مراسم غلامحسین مراقبی یکی از اعضای هیئت امنای فروزانفر با اشاره به اهمیت و جایگاه بدیع الزمان فروزانفر گفت: بدیع الزمان فروزانفر یکی از مهم ترین ادبای ایران در 100 سال اخیر است که با خدماتی که به زبان فارسی کرده است، تا زمانی که این زبان زنده و پویاست او نیز زنده است و حیات معنوی دارد.

او در ادامه از بانک پاسارگارد برای حمایت مالی از جشنواره فروزانفر گفت: در این دوره توانستیم که تعداد برگزیدگان را به 22 نفر برسانیم اما امیدواریم که در سال های آتی تعداد برگزیدگان این جشنواره را افزایش بدهیم.

توفیق سبحانی، مترجم و مولف و مصحح کتاب های ادبیات گفت: جای سپاس است که در محفلی از یکی از بزرگ ترین اساتید ادبیات تاریخ دانشگاه تهران تجلیل می‌شود. من به یاد جمله‌ای از استاد مهدوی دامغانی افتادم که گفت: فروزانفر مردی است که هنوز آسمان دانشگاه تهران بر سر چون اویی سایه نیفکنده است.

سبحانی اضافه کرد: در مراسم بزرگداشتی برای استاد فروزانفر که در بشرویه برگزار شد مرحوم زرین‌کوب به من گفت که چیزی درباره استاد فروزانفر بنویسم. من قبول کردم اما سال 78 که استاد از دنیا رفت توفیق نیافتم. دیگر بار با توصیه استاد محقق مقدمه‌ای بر کتاب آقای رفعتی‌پور درباره احوال و آثار استاد فروزانفر نوشتم اما جای آن دارد که اساتید بزرگ و شاگردان ایشان با قلم سحار خود این شخصیت بزرگ را به نسل امروز معرفی کنند تا شاید به برکت روح آن مرد بزرگ روحیه پژوهش را به دانشگاه تهران برگردانند.

این مترجم و مولف حوزه‌‌های ادبیات و عرفان اظهار کرد: کاش کتابی در حد عظمت مردمی که آسمان دانشگاه تهران بر سر چون اویی سایه نیفکنده تالیف شود و بزرگداشت‌نامه علمی از آثار آن مرد بزرگ تهیه شود. نکته‌ قابل ذکر دیگر آنکه بهتر آن بود که به جای عنوان "از بشرویه به قونیه" نام این جشنواره "از قونیه به بشرویه" گذاشته می‌شد چرا که این بدیع ازمان فروزانفر بوده است که از مولانا بهره برده است.

مهدی محقق از شاگردان مرحوم گفت: اگر بخواهیم در علم و دانش پیشرفت کنیم باید محضر اساتید را گرامی بداریم و با اهانت به علم به جایی نخواهیم رسید. مرحوم فروزانفر برای زنده نگه داشتن زبان فارسی چندین نسل شاگرد تربیت کرد و بنده زمانی که مسئولیت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی را برعهده داشتم برای 105 استاد بزرگ بزرگداشت برگزار کردم که یکی از این بزرگداشت ها برای تکریم مقام بدیع الزمان فروزانفر بود.

او با اشاره به خاطره‌ای از بزرگداشت مرحوم فروزانفر در بشرویه گفت: ما حدود 20 نفر از تهران به بشرویه رفتیم و اهالی بشرویه خانه‌ها و اتومبیل‌های خود را در اختیار میهمانان قرار دادند و چنین پدیده‌ای را در هیچ جای دنیا ندیدم.

محقق با ذکر خاطراتی از فروزانفر گفت:او تسلط بر ادبیات فارسی و عربی و علوم اسلامی داشت و همیشه خود را دانشجو می‌دانست و حتی زمانی که به مقام استادی رسیده بود و ریاست دانشکده را برعهده داشت در خدمت میرزامحمدطاهر تنکابنی قانون ابن‌سینا می‌خواند و این امر نشانه علم‌دوستی و شوق ایشان به علم بود.

محقق تصریح کرد: در دوره قاجار متون ادبی ما به وسیله مستشرقین آماده می‌شد، اما فروزانفر و شاگردانش ادبیات فارسی را به عنوان یک علم عرضه کردند. فروزانفر دانشکده ادبیات را به جایی رساند که بزرگترین دانشمندان از جمله هانری کربن، فریتس‌مایر، عبدالرحمان بدوی، پرفسور ایزوتسو آرزو داشتند به آنجا بیایند و شیفته فضای معنوی دانشکده ادبیات بودند.

او با بیان اینکه مرحوم فروزانفر دانشکده ادبیات را به عنوان آکادمی علمی به دنیا معرفی کرد، گفت: او در علم و دانش سرآمد اقران بود و نه تنها در ادبیات فارسی استاد بود بلکه در ادبیات عرب نیز از بسیاری از عربی‌دانان مملکت قویتر بود. کتاب‌خوانده و کتاب شناس بود و از کتاب‌های متعددی نام می‌برد که ما حتی اسمش را هم نشنیده بودیم. فروزانفر دانشجویان را به احیای آثار ادبی تشویق می‌کرد و هیچ مجلسی در میان شاگردان ایشان نبود که ذکری از ایشان نباشد.

محقق ادامه داد: فروزانفر وجود ذی‌وجودی بود که شاگردانش هنوز بر ادبیات این مملکت سایه افکنده‌اند و مایه تاسف است که اگر در مملکت ما با رفتن مانند فروزانفرها می‌گویند او جانشین ندارد؛ این اقرار به خفت است. ما این همه دانشکده ادبیات در دانشگاه‌های دولتی و آزاد و... تاسیس کرده‌ایم اما هنوز نتوانسته‌ایم مثل فروزانفر داشته باشیم.

استاد برجسته دانشگاه تهران ادامه داد: فروزانفر را در اوج شکوفایی با قوانین باطله‌ای که در هیچ جای دنیا وجود ندارد در 65 سالگی بازنشسته کردند و مرحوم صدیق اعلم در مجلس سنا به این کار اعتراض کرد.

میرجلال‌الدین کزازی گفت: من وقت آن را نداشتم که به دیدار از دانش روانشاد استاد فروزانفر بهره برم. این دریغی بزرگ برای من است اما آنچه از تیزی و تلخی آن می‌کاهد این است که به نوشته‌های استاد و دانش شاگردان او پیوند خوردم.

او ادامه داد: از دید من فروزانفر از سوختگان بود. در ادب درویشی و نها‌نگرایی بیتی بسیار پرآوازه است که زبانزد شده است: "حاصل عمرم سه سخن بیش نیست/ خام بدم پخته شدم سوختم" همه مردمان در این سه گونه و سه گروه جای می‌گیرند بسیاری از خامانند خام می‌زایند و خام می‌زیند و خام می‌روند. اندکی از پختگانند و گروهی بسیار کم و اندک‌یاب سوختگانند.

کزازی افزود:: این سه رده به راستی سه رده شناخت و آگاهی است: سرآگاهی (علم‌الیقین)، چشم‌آگاهی (عین‌الیقین) و دل‌آگاهی (حق‌الیقین) و راز‌آشنایان برآنند که خدا را با شیوه سومین شناخت می‌توان به درستی دریافت. اینان به ناگاه میان خرمن آتش بجهند و به یکبارگی آتش شوند. آتش را با چشم آتش ببینند و با ذهن آتش بشناسند.

کزازی ادامه داد: پیر هژیر نشابور زمانی که مولانا را به همراه پدر دید گفت: این کودک را گرامی بدار. زیرا دیر نمی‌‌پاید که آتش در سوختگان جهان خواهد زد. آرمان درویش رستن از خویش است و پیوستن به دوست؛ از منی گسستن و به اویی پیوستن و همه آرمان‌ها و آزمون‌های درویشی و نهان‌گرایی روی به همین سوی دارد.

او اظهار کرد: فروزانفر از سوختگان بود و ارج و ارزش او به سوختگی او برمی‌گشت. گرما و شرار او پس از چند دهه شاگردان و شاگردان شاگردانش را برمی‌افروزد. شگرفا مردا که مولاناست، مولانا بود که در این سوخته آتش در زد. فروزانفر به هر پایه بزرگ و والا باشد با مولانا سنجیدنی نیست و اگر شما این دو را هم‌پایه بدانید بر مولانا ستم روا نداشته‌اید، بر فروزانفر ستم روا داشته‌اید.

استاد برجسته ادبیات فارسی گفت: فروزانفر به سوختگی رسیده بود و از همین روی آمادگی و شایستگی آن را یافته بود که مولانا در این سوخته آتش درزند. مولانا با خامان و حتی با پختگان کاری ندارد. او مرد میدان سوختگی است و رسیدن به سوختگی کار هر کس نیست زیرا رستن از من و شکستن من کاری است کارستان و مردی مردستان می‌خواهد و مولانا شدن خود داستان دیگر است.

در بخشی از این مراسم حسن بلخاری استاد دانشگاه تهران درسخنانی کوتاه گفت: مولانا جلوه‌ای نورانی از جلوات حق است که در برخی سوختگان شرر حق می‌افکند و مرحوم فروزانفر آئینه‌ای بود که این شرر را دریافت و بنده از آثار و اندیشه ایشان به خصوص در حوزه فلسفه خیال مولانا و شمس بسیار استفاده بردم.